Browsing "شعر"
۱۰ مهر ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله۳

دوردست

             دیر

نزدیکتر از مسافت نهایی/ اما

 
بر شیب آسمان می نگرم

در دوردست جاری

بر شانه های دریا / نگاهم

قایق سرگشته ای ست

در جست و جوی حرف ها

 
روز پله ی کلمات و

شب

معبر رویای بی دریغ

در شعر دست ها

 

۲۹ شهریور ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله۲

در ارتفاع فاصله

تا منتهای نگاه

بر کلمه

بر حرف

حجم خاموش بی قراری

 
در رد هر خیال

شکل چشم ها و

شکل صدا

و انعکاس قدم هایی

که عشق

عطوفت شاخه گلی ست

پنهان

در جذبه ی اشک ها

 

۲۲ شهریور ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله

وقتی که سطر

بر افسون فاصله می شکند

بر هر توقف دیدار

نگاهی تازه می کند

قرائت حرف را

 
بیرون می زنم

از چار راه آسمان

در شباهت چراغ قرمز

و در خط رویا

طول فاصله مغلوب می شود

در رد هر نگاه

 

۱۲ شهریور ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

می آیی

وقت سکوت می آیی

و زمین

روی کلماتم

استوارترین شادی را

پا به پای کودکان می شود

 
نگاه کن

             نگاه

پرسه های بی وقتی

از عقربه ها می گریزد

و شکوه لغتی تازه

زیر زبانم

به کشف آنچه می آید

مزه مزه می شود

 

۱۶ مرداد ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

شانه ی راه

استاده بر دریچه ی روبرو

خمیازه می کشند کلمات

بیدارتر از گذشته

در فاصله

جذبه ی هجاهاست

 
شانه به شانه می شوند

شانه ی راه

شانه ی لب های تازه

دهان های منتظر

بر مسافت بی قرار

 

۲۳ تیر ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

حکمت کلمه

کلمه بر آفتاب

بر حواس جهان

کلمه

در حضور

ترکیب سایه و حاضر

در گوشه های تهی

رازهای بی دندان

کلمه

هزار و یک شب تنهایی لب ها

 
معماری نگاه و سکوت

در جهالت داعش

پلک های بسته ی مجهول

کلمه

حکمت انتظار

در نبض دست ها

وقتی افق

خواب صدای نیاکان را

هر شب

متفق می شود

 
باران بی حضور

بر بوسه های فراموشی

کلمه

اتفاق تو

من

در چرخش سطرها

وقتی هر پیاده رو

خالی تر از حواس حادثه است

 
آغاز حوصله

بر دست های شاعر

و خنده های بی دریغ معشوقه

بر یقین پنجره

که آفتاب

عمود است بر حرف های تازه

و جهان

بر پاشنه ی اتفاق

حرف به حرف

می افتد

 

۱ خرداد ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

سفر تلخ

ترفند دلار باشد/ نباشد

چه فرق می کند

وقتی برج دو قلوی جهان

مرثیه ی شگفت یازده سپتامبر می شود

 
از طالبان ، القاعده ، داعش …

برق جرینگ جرینگ سکه های سرمایه ست

تا کودکان روهینگا

در شرافت ماندن

سرگشتگی های بی پایان را

در وحشت سکوت دریا

کابوس شباروز خود کنند

 
می دانم/ می دانند

بر این سفر تلخ

باران هیچ بوسه ای

بر ریشه های احساس نمی نشیند

 
با اینهمه

برآهوان خیال تان می رسم

در این هوای سنگین

به جست و جوی دهانی تازه

سمت نشانه ی کلمات

گلوی منتظر

 

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول راه ۲

لرزه در نگاه بود

اتفاقی

جاری به دست ها

 
نشانه ای در مسیر نفس ها

و کلمات

حضور رفتار

در ابعاد لب های مان

 

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول راه

از شانه می گذرد

بر شانه

تابوتی/ که دانه دانه

رنگ انار

تقویم سطرهایش

در طول آواز بود

برگه‌ها :«1234567...19»