Browsing "شعر"
۲۰ آذر ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

آنچه بر ما

آنچه گذشت و

بر ما

آنچه فرو می‌‌‌شکند

بر حرف‌های بی‌ازدحام/ حتی

کوچه‌ها تهی مانده‌اند

از دست‌های روزی برای دوست داشتن

پنجره‌ها

تنهایی کوچه‌ها را

از معبر غروبی سنگین

به حافظه‌ی قاب می‌برند

بر افق نگاه‌ها

آنچه سایه می‌بندد

و هراس عقربه‌ها

در جراحت تکرار

 

نشسته‌ام در برابر سرگیجه‌ی کلمات

و شماتت راه

که شانه‌هایم را

سنگین می‌کند

 

پاسی از شب

رد حضورش را

از حنجره‌ام

نمونه می‌گیرد

و نگاهم

بر دستگیره‌ی راه

کلید می‌خورد

 

۵ آذر ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در شب مقتول

در فرصت کوتاه کلمات

بر فراز شهادت     می‌ایستم

با شاخه گلی در دست و

اندوه جهانی

بر دهانم

 

سر می‌گردانم

در شب مقتول

شب زخمی

نه پرسشی‌ست دیگر

آنچه در نگاه جان می‌گیرد

آینه‌ای برابر ماست

دیروز بیروت

امروز

رژه‌ی خون در پاریس

فردا

حادثه در نگاه‌ها و خاطره‌ها

اتفاق می‌افتد

و در کیف محصلان ما

طاقت امید و بیم

بر نیمکت‌های درس

 

در کدورت دقیقه‌ها

این گونه که لنگر می‌افکند

سپاه شب

بر ته دیگ می‌نشیند/ گویی

دوست داشتن

و این راه بی‌پایان

افق بی‌پناه

در درنگ کوتاه

                     زیستن

 

۲۰ مهر ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله ۵

در خلوت نیم شبانم

روایت شو

ای ماه بی قرار

می دانم پاهای عاشقت

آسمان همین کلمات را

سان می بیند

 

بامداد که در می رسد

گونه هایش را

تر کن

فصل ها

دانه های حضور را

از صدای تو بر می چینند

و جهان

در سمت انگشتانت

تعویذ می شود

۱۴ مهر ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله۴

در شگفت مانده راه

باد در بی قراری ثانیه ها

پرسه می زند

دوردست      افق

تعبیر رد حضورت را

در تفآل فصل ها می جوید

 
شانه به شانه ی رویایم

روایت سطرها

در هزار و یک شب دستانت

جهان

و نگاه بی عقربه ام

تکرار می شود

 

۱۰ مهر ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله۳

دوردست

             دیر

نزدیکتر از مسافت نهایی/ اما

 
بر شیب آسمان می نگرم

در دوردست جاری

بر شانه های دریا / نگاهم

قایق سرگشته ای ست

در جست و جوی حرف ها

 
روز پله ی کلمات و

شب

معبر رویای بی دریغ

در شعر دست ها

 

۲۹ شهریور ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله۲

در ارتفاع فاصله

تا منتهای نگاه

بر کلمه

بر حرف

حجم خاموش بی قراری

 
در رد هر خیال

شکل چشم ها و

شکل صدا

و انعکاس قدم هایی

که عشق

عطوفت شاخه گلی ست

پنهان

در جذبه ی اشک ها

 

۲۲ شهریور ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

در طول فاصله

وقتی که سطر

بر افسون فاصله می شکند

بر هر توقف دیدار

نگاهی تازه می کند

قرائت حرف را

 
بیرون می زنم

از چار راه آسمان

در شباهت چراغ قرمز

و در خط رویا

طول فاصله مغلوب می شود

در رد هر نگاه

 

۱۲ شهریور ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

می آیی

وقت سکوت می آیی

و زمین

روی کلماتم

استوارترین شادی را

پا به پای کودکان می شود

 
نگاه کن

             نگاه

پرسه های بی وقتی

از عقربه ها می گریزد

و شکوه لغتی تازه

زیر زبانم

به کشف آنچه می آید

مزه مزه می شود

 

۱۶ مرداد ۱۳۹۴ - شعر    بدون دیدگاه

شانه ی راه

استاده بر دریچه ی روبرو

خمیازه می کشند کلمات

بیدارتر از گذشته

در فاصله

جذبه ی هجاهاست

 
شانه به شانه می شوند

شانه ی راه

شانه ی لب های تازه

دهان های منتظر

بر مسافت بی قرار

 

برگه‌ها :«1234567...19»