2 اکتبر 2014 - شعر    ۲ دیدگاه

پاییز

پاییز      پا در کفش ثانیه ها کرده

می دانم

ورق که خاطره را تازه می کند

هوای کوهستان      ابرهای چشم مرا

میان درختان و جاده ها تقسیم می کند

 
و افق      دریغا      دریغا

کشف آینه ها بود و      مهی غلیظ

در شد آمد بودن و      خاموشی

 

دیدگاه

  • و چه شعر زیبایی!

  • کشف آینه ها بود و مهی غلیظ

ارسال دیدگاه