۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - شعر    بدون دیدگاه

فرصت کلمات

قرار بی قراری ها را

کجا بجویم

سمت دست های به سوی کدام

لب های بوسه ها

شکافته در پرواشان

 

این مکث ها

سکوت نت ها نیست

رویای تولد است

شرحه شرحه

در بندهای بعد

به تشریح می رسد

 

در افق نت های سیاه

خواب ها

آویخته بر شاخه های شکسته اند

و پرندگان

حنجره هاشان

در شیهه ی توفان

رگ به رگ می شود

 

تقدیر این حرف ها

از تکه پاره های صدا عبور نمی کند

اینجا

در هر نگاه

نظمی به رسم هندسه

منظومه می شود

و عطر روایت های عاشقی

از اسطوره های ناخودآگاه فروید

تندیس زیستن نمی سازد

 

ما بر شیار نفس ها

دلیل صداییم

فرصت رفتن

بر غرور کلمات

 

ارسال دیدگاه