۱۰ فروردین ۱۳۹۸ - شعر    بدون دیدگاه

زخم صدا

چشم ها از در و دیوار

سر ریز می شود

تنها که سیل نیست

از حدقه به بیرون

تقویم مالی پیاز و سیب زمینی هم

در اردوی ارز

سربازان هفته اش را

                       به خط می کند

از مسیل اوراق تجارت جهان

 

پیراهت را بپوش

مرا همان بس

تا شگفتی ماه را در شبانه های شعر

از گلدوزی هایش بجویم

گل و لای سال های رفته ی عمر را

در کوک های آن

 

بر دامنه ی آوازت

هیچ سیل بندی

بوی محله های سوخته را

خاموش نمی کند

 

در لحظه های تو می رسم

با شمعی کنار دلم

                       شعله ور و

حرفی

        پاپیچ گلویم

 

ارسال دیدگاه