27 سپتامبر 2014 - نوشته ها    بدون دیدگاه

بنای تاریخی فرح‌آباد

مسعود بیزارگیتی / بنای تاریخی موسوم به مسجد فرح آباد

مسعود بیزارگیتی / بنای تاریخی موسوم به مسجد فرح آباد

 

بنای تاریخی فرح آباد، که مشهور به مسجد فرح آباد است. اگر چه به نظر می آید

که طراحی و ساخت این بنا به گونه ای است که ترکیبی از کاروانسرا و مسجد را

به جهت کاربردی به ذهن متبادر می کند. 

وجود شبستان و محراب و گنبد از یک سو و وجود حجره هایی که کاربرد استراحتگاهی

برای مسافران و تجار داشته و همچنین به تعبیری می تواند محلی برای درس طلاب ها

بوده باشد. محل بنا در ۲۵ کیلومتری ساری واقع شده است.

این بنای بزرگ بیش از ۴۰۰ سال قدمت داشته و در زمان شاه عباس اول(دوران صفوی)

بنا نهاده شده . سبک معماری این بنا، مبتنی بر معماری مکتب اصفهان می باشد.

 

18 سپتامبر 2014 - نوشته ها    بدون دیدگاه

یاد آن لحظه ها…

و شمع ها کلمه بودند به روشنی شعله های شان / و کلمه / نیایش بود /

مسیح / بر صلیب زخم مناجاتش

 

مسعود بیزارگیتی-آلمان(کلن)-کلیسای جامع دم Kölner Dom

مسعود بیزارگیتی-آلمان(کلن)-کلیسای جامع دم Kölner Dom

 مسعود بیزارگیتی-آلمان(کلن)-کلیسای جامع دم Kölner Dom

مسعود بیزارگیتی-آلمان(کلن)-کلیسای جامع دم Kölner Dom

 

 

16 سپتامبر 2014 - شعر    ۱ دیدگاه

کلمه

انگشت به سوی کلمه می گیرد      نشانه

نشان که می شود      کلمه

غوغایی ست در میدان

وقتی کلمه

رهگذر هر حاشیه می شود

و حاشیه ها      حرف به حرف

غوغای کلمات

 
از قصد کلمه برمی خیزد

پرسه های مداوم

قصد قصدها ست

پرتاب هر دهان      کلمه

 

14 سپتامبر 2014 - نوشته ها    ۱ دیدگاه

مرگی نابهنگام و درد آور

با خبر شدم که بهزاد موسایی دوست نویسنده من درگذشت. در بهت و ناباوری فرو رفتم. دقایقی

نمیتوانستم باور کنم. چون وقت رفتنش نبود. خبر ساده‌ی در جاده ‌ی اندیمشک به اهواز، هنگام

برگشت از گیلان به مقصد محل زندگی و کارش(بندر امام) به علت تصادف جان پاکش را از

دست داد. همین. چگونه باید به سادگی همین خبر باور داشت پایان یک زندگی را؟!

دوستی بی تکلف و بی ادعا و در زمینه ی نوشتن فعال. هر یک یا دو ماه که می شد ،ممکن

نبودکه با من تماس برقرار نکند. گزارشی از کارهایش را می داد و این که کار جدیدش در چه

زمینه ای است. در مناسبات دوستی و فرهنگی حرمت پیشکسوتان را همواره نگه میداشت.

 منش اخلاقی بهزاد موسایی در ارتباطات انسانی مثال زدنی ست.

  روی اثری که قرار بود کار کند ؛ به ویژه برخی کارهایش که در حوزه پژوهش و نقد بود،

 امکان نداشت تماس نگیرد و به مشورت ننشیند. و پس از اتمام کار و انتشار، اثرش

را برایم نفرستد. تازه ترین کتابش را همیشه برایم ارسال می کرد. مانند آخرین کتابش

(سالهای از دست رفته) که مجموعه ای از طرح-داستان واره های مینی مالش است.

هنوز قادر نیستم بپذیرم درگذشت این عزیز را.در حوزه داستان و پژوهش و شناخت نامه چند

اثر از وی به جا مانده است. که نشان از همت و کوشش صادقانه ی او در حوزه نوشتن است:

((ادبیات اقلیمی / درباره ادبیات داستانی))، ((از مه تا کلمه / نمونه‌هایی از داستان های کوتاه

امروز گیلان از سال۱۲۸۸ تا ۱۳۸۰ ))، ((ببار اینجا بردلم / گفتگو با مهدی اخوان لنگرودی

درباره ادبیات در مهاجرت))، ((دماغ شاه / داستان های کوتاه محمدعلی افراشته /ترجمه))،

((زندگی و آثارنمایشی میرزاحسن خان ناصر /نخستین های نمایش در گیلان ۱۲۸۹تا۱۳۱۰ ))

پاسخ به یک ضرورت (گفت‌وگو با م. ا. به‌آذین)؛ شناخت‌نامه م. ا.به‌آذین (محمود اعتمادزاده )

و ((سالهای از دست رفته / مجموعه ۴۵ داستان مینی مال ))

 این مرگ باورپذیر نیست.  یاد بهزاد موسایی همیشه زنده و عزیز خواهد ماند.

11 سپتامبر 2014 - شعر    ۳ دیدگاه

بی‌قرارتر

آهسته می‌شورند      واج به واج

و بازوهای بسته

به میدان که می‌رسند

شانه به شانه می‌شوند      کلمات

 

شعری پنهان نمی‌کند      بر ارتفاع لب‌ها

عاشق‌ترین صداها

برشیب شبانه های ملاقات

قرارها      بی‌قرار می‌شوند

و آسمان

خاطره‌ی پاشنه‌ها را

در هزار و یک شب روایت      باز می‌شمارد

 

7 سپتامبر 2014 - شعر    ۱ دیدگاه

پا به پا می‌شوند

باران کج کند راهش را اگر کمی

این شب      بارش را به طلوع می‌رساند

 
نه قدم‌های بی‌خیال      از سر سطر تازیانه  شروع  شد

پایان بی‌کلام این همه لب

خیابان به خیابان بگذری      به وقت هم

بی‌وقتی می‌آورد

آوازی که بوی قورمه سبزی

از پشت سلول‌هایش      دود می‌کشد

 
به میدان که می‌رسی

پا به پا می‌شوند      کلمات

برو بیایی دارند و

انگشت‌ها      از سر سطر آغاز می‌شوند

باران      اگر که بیاید

5 سپتامبر 2014 - نوشته ها    بدون دیدگاه

برگزاری پنجمین مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران

index

پنجمین مجمع عمومی دوره‌ی سوم کانون نویسندگان ایران پس از دوازده سال علیرغم همه‌ی دشواری‌ها، روز جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۳ در تهران برگزار شد.

جلسه مجمع عمومی کانون ساعت ۳ بعد ازظهر با حضور پرشور جمع کثیری از اعضاء کانون برگزارگردید. پس از انتخاب هیات رئیسه و قرائت گزارش هیات دبیران و بازرسان و نیز انتخاب هیات نظار در فرایندی  دمکراتیک ؛ کاندیداهای هیات دبیران و… نسبت به ثبت نام  خود اقدام کردند . سپس انتخابات در فضایی پرشور و متعهدانه برگزار شد واعضاء جدید هیات دبیران ، بازرسان ، منشی و صندوقدارانتخاب شدند .

 

3 سپتامبر 2014 - شعر    ۱ دیدگاه

استعاره

دهان بی کنایه      قرار نمی‌داند

کنار می زند

استعاره‌های لبانش را

کلمات      در مجاورت طناب‌های آماده

رویای نرگس‌های لحظه به لحظه را

پشیمان می‌شود

 
از کوچه خاطره‌های معشوق      سر می‌کشد

پر می‌کشد      چراغ که قرمز می‌شود

دهان غار به قاه قاه

کلاغ‌های بی وقت را

برگه ی عبور می‌دهد

 
و دلپذیر می‌شود      بازی

وقتی کلمات      تاریکی را

پشت استعاره‌ی نگاه

جا می‌نهد

 

25 آگوست 2014 - شعر    بدون دیدگاه

سطر بی‌قرار

فیل‌ام      یاد هندوستان با خال معشوقگانش

سطرها که قالب      تهی از دهان می‌شوند

کلمات      رج به رج

پیاده‌روها را      در شلوارهای عابران پیاده

متر می‌کنند

 

خاطره‌ها سلول به سلول

بند پاهای‌اند      بی پایان بند

دندان عقل‌ات را      هی

مبادا چشم در چشم زندانبان شوی

 

قوقولی قوی نا به گاه و

وحشت ساحل بی‌خیال نیما

19 آگوست 2014 - نوشته ها    ۱ دیدگاه

غزال غزل (سمین بهبهانی) درگذشت

  «با مرگ مخالفم، با کشتار مخالفم، با زندانی کردن مخالفم…»
                                                                       سیمین بهبهانی

سیمین بانوی بهبهانی شاعر و فعال مدنی صبح امروز در سن ۸۷ سالگی

در گذشت.وی که غزال غزل ایران بود و در زمینه نوع غزل به ابداعات

و ابتکاراتی دست زده بود،چهره ی وی را در شعر معاصر ایران ؛ علیرغم

کلاسیک سرایی ، تبدیل به شاعری جدی خلاق در این حوزه کرده بود.

انتشار چندین کتاب شعر حاصل تلاش های وی درزمینه ی سرودن بود.

به علت قعالیت های مدنی ، در سال ۱۳۸۷ مدال کارل فون اوسی یتسکی

را از سازمان جهانی حقوق بشر در برلین دریافت می کند. همچنین جایزه ی

جایزه لیلیان هیلمن / داشیل هامت نیز از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر

در همین سال به وی اعطا گردید. و نیز جایزه ۵۰ هزار پوندی

((یانوش پانونیوش)) را هم از سوی انجمن قلم مجارستان در شهر ((پچ))

دریافت کرده بود.

یاد این غزال غزل معاصر ایران گرامی باد#

 

 

برگه‌ها:«1...11121314151617...30»