8 جولای 2020 - شعر    بدون دیدگاه

هفت تپه

هفت سنگ و

هفت خوان و

هفت نت سکوت

             در معبر توفان

 

وقتی که سرنوشت

آونگ می شود بر

نانپاره ی بی قاتق شور عرق هامان

هفت تپه

پشت صدامان

هفت

        کلید نت هامان

 

 

6 جولای 2020 - شعر    بدون دیدگاه

چامه در زیستن

استاده ‎ام

با خطبه ‎ای بلند

روبروی نگاهت

رغمارغم غربت تنهایی

 

نت ‎های صلح جهان

گوشه گوشه‎ ی آوازش

از امتداد لبانت

شمایل فردا را

در بوسه ‎های مکرر

                      کش می‎دهد

 

میلاد جهان

میعاد چشم ‎های تو و

راز ستاره ‎هاست

و شانه ‎هایت

عاشقانه ‎ترین چکامه ‎ی رفتن

در حریر کلماتم

 

6 جولای 2020 - شعر    بدون دیدگاه

به وقت حضور

گل می ‎دهی به وقت پاییز

معجزه ‎ی شکفتن

در ساعت حرمان

و به وقت نومیدی

فروتنی نگاهت

بر کلماتم

جاری می‎ شود

 

در آن سوی افق هم

بنفشه‎ ی آوازت

لحظه‎ ها را

احضار می ‎کند

و انگشتانم

صراحت بی ‎لهجه‎ ی عشق می ‎شود

 

دریا

در آینه ‎ی رفتارت

دل از موج می‎ کند

 

23 ژوئن 2020 - شعر    بدون دیدگاه

با تلنگر نگاره ها

و گاهی عشق

در قرار عقربه هاست

وقتی که جنگل

نت های سکوتش را

در خطوط تنهایی مان سبز می کند

 

ردی می ماند و

خاطره ای عمیق

وقتی افق

در دوردست نگاهت

رویاهای فردایت را

نقاشی می کند

 

کلمه به کلمه

نگاره های جهان در خیال

هنگامی که آغوش بی نهایت شب

تلنگر آواهاست

 

23 ژوئن 2020 - شعر    بدون دیدگاه

خاورمیانه

۱

خاورمیانه درد می کشد

با بوی نفت و باروت

خلیج فارس

روی عقربه های متلاطم

به زایمانش می اندیشد

 

آب می شوم

قطره به محال

روی لبان چروکیده بر غیزانیه

غلتان میان حروف و موعظه

((آب از سر و کول مان اگر بگذرد))

شرحه شرحه می سوزد

و رد رگانم

نیلوفر ترانه ای می شود

ستون فقرات فردا را

 

۲

(( دا دا دا داااا…م ))

و خاورمیانه

همین نت های کوتاه و بلند فریادی ست

که درخت های شهر را

در خیابان های بی افق

عزادار می کند

 

(( دا دا دا داااا…م ))

ماه بر گیسوان تو می نشیند

تا هر پنجره

لحن تازه ای باشد

بر رد هر عبور

و لبخندی

بر ارتفاع هر شلیک

جوانه زند

 

ققنوس که صدایش

نت های چهار فصل را

میزان به میزان

                  تعبیه می کند

(( دا دا دا داااا…م ))

فرصت لب ها را

در پیاده روی جاده ها

به بلوغ بوسه ها می برد

 

۳

فرقی نمی کند

خرداد یا ژوئن

سطرها در بهار

روی هر سرزمینی

رنگ و بوی واحدی دارند

و نت های زرین شان

میزان جاده ها را

در کلید تازه ای تنظیم می کند

 

شبحی از فراز آسمان

پهلوی ابرها را می شکافد

هاشور می زند

روی نفت خاورمیانه

ادکلن های کاخ سفید

بی نقاب می شوند

خاک

در دهان دنیا

نفسی دوباره می کشد

 

بر سینه های جوان

کلماتی نو جوانه می زند

و در مجال رویا و افق

نگاه ها احیاء می شوند

و شاعران

در نجابت صدای شان

وضع حمل می کنند

صراحت زخم های بی شکیب را

 

 

23 ژوئن 2020 - شعر    بدون دیدگاه

رویا

شب

که پاورچین پاورچین

ولو می شود

روی خیالت

نگاهت میزان به میزان روی سقف

طرح جهانی را پشت کلیدهایش

ذخیره می کند

 

در چشم های تو پرستویی منتظر

بال هایش را

به میعاد جنگل و رویا

پرواز می دهد

 

اینک سفر

گام های مرا

در موج های بلند

دریایی می کند

 

11 مارس 2020 - شعر    بدون دیدگاه

به وقت بی ‎وقت کرونا

آسمان هم با ابرهایش کش می ‎آید

بر پهنه‎ ی خستگی‎ های میهنم

و سکوت

در چرخش عمیق نگاه ‎ها / پلی‎ ست

میان حنجره‎ های به زخم نشسته

 

عقربه ‎ها زاویه‎ ها را گم کرده ‎اند

در لباس سپید پرستاران

در گوشی ‎های پزشکان

در لابراتوارهای مضطرب

با صف انتظار

 

سایه ‎ای بی ‎نشان

شعله‎ های خیالم را ویران می‎ کند

چراغ کوچک خانه ‎ام را له

و دست ‎هایش را

در خاک این سرای بی ‎کسی می ‎شوید

 

و عصر با دلتنگی ‎‎هایش

بر خاک این سرزمین

چه سرد می ‎گذرد

 

از قداست بازوان تو بالا می‎ آیم

وقت هجوم ابر

و چلچراغ چشم ‎هایت

که لبانم را روشن می ‎کند

به وقت سکوت

و کلمات من

در پرده ‎ی صدای تو

نت‎ های جهان را می ‎چیند

گام به گام

 

26 ژانویه 2020 - شعر    بدون دیدگاه

بر مدار فصلی سرد

نه آوازی در ادامه ی راه

وقتی به پشت سر می نگرم

نه چشم به راهی

هنگامی که در افق رویا ها فرود می آیم

 

برگ ها رقصان

در زوال تقدبرشان

جا پای مرا رقم می زنند

در آستانه ی فصلی سرد

و رگ های شهر

هر شامگاه

خاطره ای روشن را

در عبور غمگینش

دوره می کند

 

20 ژانویه 2020 - شعر    بدون دیدگاه

در انزوای دی

پنجره باز می شود

آن سوی قاب

موج کلمات

باریکه های زمان را می بلعد

و اضطراب نگاه ها

پیچاپیچ عابران و خیابان و کوچه ها

 

در ظلمت آسمان می جوشد

بر لبانم دریاچه ای

با عطر عاشقان

که بر جداره ی خاک رخنه می کند

تا دستی به روشنی

گلی بشکوفاند

گیسوی منتشر بر صداها را

 

نسیم که می گذرد

در لایه های امواجش

پیچیده دست های شکیبایی

کران تا کران

و شاعران

در انزوای دی

هیبت بی قرار شبانه ها را

در شعاع تازه ی نت ها

بدر تمام می کنند

 

13 ژانویه 2020 - شعر    بدون دیدگاه

نتی به رنگ دی۲

شب چاک می خورد

وقتی که دست های سوگوار

چون رود روان می شود

و شقیقه ی خیابان

در هرم بوسه و آواز

شعله می کشد

 

در وسعت نگاه ها

پرندگان کلمات

طنین عقربه ها را

تازه می کنند

در لحظه های فشرده ی آتش و دود

 

بر این نقطه از روزگار

در قرابت عشق و جنون

تقطیع می شویم

و روز

ایستاده بر منظومه ی بلند رویایش

گلوی شهر را

هجی می کند

 

برگه‌ها:«1234567...30»