۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

از بوسه هایت

لبانت را آوار کن
تا سطرهایم
بی پروایی بیاموزند
دریای بی نفس را
توفان می شوی
و جاودانگی
راز گیسوی توست

از بوسه هایت
تا صدایم
کدام کلید
قفل سکوت را
خواهد گشود

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

عبور کن

کمی نگاه کن
نگاه / جام بی قرار را
قرار می شود
از حضور تو

شراب سالیان کهنه را
که خفته است
زیر زخم ها / سکوت ها

عبور کن
عبور

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

میدان التحریر

همه ی راه ها
کوچه های بن بست که نیست
میدان التحریر
یا سکوت مان
که گویایی یقینی ست

و نو برگ های جوان
که آوندهای امیدشان
به پائیز رسیده است

می دانم
معشوقه ای به راه
چشم سفید می کند

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

پائیزی ها۳

خاطره هامان را
در همین بگو مگوهای روزمره
مبادله می کنیم
هزاره ی پائیزی و
تعبیر رویاهای شبانه
در قهوه ای که می نوشیم

شاخه ها یکایک
قد می کشند
و سطرهای مرا
تاریک روشن بامداد
آشفته می کند

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

هوای پرواز

به سمت صدایت
و نگاهی که انتظار را
به جاده می بخشد
فرصت هنوز باقی ست
و دسته گلی برای دوست داشتن

پنجره را باز کن
هوای پرواز
شریانت را
به بغض نشانده است

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

پائیزی ها۵

حنجره ای به تبعید و
پنجشنبه ای
که غربت پائیز را
به سکوت هفته می رساند

نگاهم کن
دلتنگی این نت ها
از معبر دست های تو
به دریا می رسد

برگه‌ها :«1...2021222324252627»