۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

پائیزی ها۶

پائیز می رسد
با خاموشی دیرسالش
رنگین کمان نگاهش
برگ برگ خاطره ها را
به حنجره می دهد
و چشم ها
که ساحل فردا را
در موج های سکوت
سنگین می گذرند

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

پائیزی ها۸

نیمی ت آفتاب پائیزی
تا به شادی
بامداد پرندگان
یکسر
آوازی عاشقانه شود

به نیمه ی دیگر / ماه
تا سکوت شب
به نتی طولانی
دست هایت را
در سطرهایم
جاری کند

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

ناخدا

نگاهت را می گیری
و پشت نت های سکوت
پنهان می شوی

این همه ترانه را
با کدام موج
به دریا زنم

دریغا دریغ
این ناخدای بی بادبان

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

این هزاره ی خیال

گهواره ی عاشقانه ای ست/دست هایت
به بامداد که می رسد
سطرهای پائیزی
هزاره ی خیالت
تکرار می شود

پا به پای من
به شعر می رسی
به شب
و همه ی ستاره ها
از پنجره ی کوچک اتاقم
دزدانه/ رصد می کنند

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

پائیزی ها ۱۰

به پائیز های خاموشی می رسد
موجی
مهر که می گذرد

از کدام سمت غروب آغاز شدی
که دست هایت
بوی شعر بود و
نگاهت
باروتی به انتظار نشسته

در من خاموش می شوی
به رنگ ترانه ای
و نگاهت می پاید

۱ دی ۱۳۹۰ - شعر, نوشته ها    بدون دیدگاه

پائیزی ها ۱۲

دلتنگی های آدمی
برگ های بی شماری ست
در حراج پائیزی

می ریزد
بی شتاب و
با آخرین سرودش

نگاهت / کافی ست
در یا
به غرور موج هایش
بیاندیشد
سطرهایم
به عاشقانه هایش

برگه‌ها :«1...2021222324252627»