۱۷ مهر ۱۳۹۵ - نوشته ها    بدون دیدگاه

شاعرانگی پنهان از سکوت معنا می‌گیرد

نگاهی به مجموعه شعر «شب در قاه قاه اناری قاچ می‌خورد» سروده مسعود بیزارگیتی

فرشاد شیرزادی

 

مجموعه شعر «شب در قاه قاه اناری قاچ می‌خورد» مجموعه‌ای است که

می‌شود بارها آن را خواند و هر بار با هر یک از شعرهای این مجموعه به

برداشتی تازه رسید. اگر بخواهیم به اجمال درباره این کتاب صحبت کنیم،

باید بگوییم که «موتیف» در شعرهای این مجموعه نقش اصلی را بازی

می‌کنند. شاعر شاه کلیدهایی را به خواننده می‌دهد که با همان کلیدها

رمز شعرها گشوده می‌شود.

بیزارگیتی، شاعری گیلانی است که تا به حال آثار خود را از سوی ناشران

مختلف ایرانی و خارجی منتشر کرده است. اغلب شعرهای او در لندن

چاپ شده و طی دو دهه اخیر در عرصه شعر و شاعری و نویسندگی و

نقد ادبی برای خود نامی ماندگار به جای گذاشته است.

شعرهای بیزارگیتی نخبه پسند یا به عبارت رساتر «روشنفکر پسند» است.

شعرهای او را البته مخاطبان عام هم در خواهند یافت اما به شرط این‌ که

روی تک تک سطرها تأملی در خور داشته باشند.

 

در یکی از شعرهای این مجموعه می‌خوانیم:

 

«و اتفاق/ گاهی/ صدای بی قوم و خویشی‌ست/ که عاشق می‌شود/

رگ و ریشه کوچه پسکوچه‌های شهر را/ پله/  پله/ به کلمات می‌رسد/

و شب در قاه قاه اناری قرمز/ قاچ می‌خورد»

 

سکوت یا به عبارتی دیگر سطرهای سفید، در شعر بیزار گیتی نقش عمده‌ای

ایفا می‌کند. شاعر در سکوت فکر می‌کند و در سکوت به کلمه می‌اندیشد.

اگر ما هم اهل «سکوت شعری» باشیم، با مرور شعرهای مجموعه

«شب در قاه قاه اناری قاچ می‌خورد» شعشعه شعری نهان در عمق هر شیء،

هر چشم‌انداز و هر پدیده و پدیدار را در ژرفای «سکوت» درمی‌یابیم.

شعر بیزارگیتی بدون هر گونه تعقید و تصنع به سهولت قابل خواندن است

و به همان سهولت با قابلیت گسترش یافتن مفاهیم، در ذهن ماندگار

می‌شود.

 

در یکی دیگر از شعرهای این مجموعه می‌خوانیم:

 

«امید آمدن لغتی تازه/ شور بی‌قرار باران/ و لحن رفتارش/ در اعتماد کلماتم/

وقت عبور/ و باران که جامه به پاییز می‌برد/ در عریانی لغتی/ که عاشقانه‌ترین

صدایش/ در استواری سکوتی ممتد/ لبان مرا/ حذف می‌‌کند»

 

شعرهای بیزار گیتی شاید ترانه‌هایی باشند که وزن شعری‌شان پهلو به

ترانه نمی‌زند. شاید آهنگ این سطرها به ترانه شبیه نباشد اما سهولت در

بیان واقعیت هنری شده تصاویرو برداشت‌ها،مخاطب را به فضای ترانه می‌کشاند.

به نظر می‌رسد شاعر مجموعه «شب در قاه قاه اناری قاچ می‌خورد» برای هر

واژه در جهان شعری خود شناسنامه‌ای غریب و خاص دارد و این ویژگی زمینه‌ای

می‌سازد تا او با سنجیدگی و مهارتی درونی شده به انتخاب واژه دست بزند.

به همین دلیل تفسیر و تحلیل شعرهای بیزارگیتی به تفسیر شاعرانه هر واژه

ارتباط می‌یابد. جایی که شعر بیزارگیتی را باید نقد کرد، هر واژه دستاویزی

برای نقد است.

مجموعه شعر «شب در قا قاه اناری قاچ می‌خورد» به تازگی از سوی انتشارات

ارنواز در ۱۲۰ صفحه به قطع رقعی منتشر شده است. 

۱۶ مهر ۱۳۹۵ - خبر    ۱ دیدگاه

رونمایی از منظر روایت ها

برگزاری مراسم رونمایی از کتاب جدید مسعود بیزارگیتی به نام ((از منظر روایت ها))

از سوی ناشر روز جمعه مورخ ۹۵/۷/۱۶ در نمایشگاه کتاب :

 

b29461bf-ba0c-4f08-8131-31f4a37eb596

 

۱۱ مهر ۱۳۹۵ - خبر    بدون دیدگاه

از منظر روایت ها

کتاب (( از منظر روایت ها )) از مسعود بیزارگیتی پس از مدتها انتظار منتشر شد. ناشر

این کتاب را در ۲۴۰ صفحه و با شمارگان یک هزار نسخه روانه بازار کرد. در این کتاب چند

جستار فرهنگی و نقدهایی در باره ادبیات را می خوانید

لینک خبر انتشار کتاب در :

ایسنا

خبرگزاری دانشجویان ایران

WP_20161002_08_23_05_Pro

۲۹ مرداد ۱۳۹۵ - شعر    بدون دیدگاه

طرح

دلتنگی هایم که راهی می شوند

مقصد را می دانند

پشت طنین نامت اما

خود را گم می کنند

برای حرف هایی تازه

 

۳ مرداد ۱۳۹۵ - خبر    ۱ دیدگاه

شانزدهمین سالمرگ احمد شاملو پشت درهای بسته گورستان کرج

روز شنبه مورخ ۲/۵/۱۳۹۵ مراسم شانزدهمین سالمرگ احمد شاملو با

دعوت کانون نویسندگان ایران، که با ممانعت ماموران روبرو شده بود؛ پشت

درهای قفل شده گورستان امازاده طاهر کرج، با حضور انبوهی از جمعیت

برگزار شد. این مراسم که با حاشیه هایی نیز همراه بوده، با قرائت بیانیه

کانون نویسندگان و شعرخوانی به پایان رسید.

شانزدهمین سالمرگ شاملو پشت درهای بسته گورستان کرج-مرداد 1395

شانزدهمین سالمرگ شاملو پشت درهای بسته گورستان کرج-مرداد 1395

مراسم شانزدهمین سالمرگ احمد شاملو پشت درهای بسته گورستان کرج-مرداد ۱۳۹۵

۹ تیر ۱۳۹۵ - شعر    ۲ دیدگاه

برای لقمه ای نان

بر عقربه های متحصن خیره شدم

دنبال مصالحی تازه

برای بنای این سطرهای گرسنه مانده

شعری که غلغله ی جوشیدن

در صدای اش

پا به پا می شوند

 

بر زخم میله های عمودی پرده ی اتاق می نگرم

با نخ های کهنه ی هیجده تیر

و کلمات

در مغزم آشفته می روند

دنبال مصالح شعرم

 

وقتی خطوط خیابان بابی سندز را

تا مسیر ملتهب نامی عظیم می گذرم

مرور می کنم جمله ای را

که قدرت بی انتهای بانوی آهنین (تاچر) بود

در چرخه ی بی دریغ سرمایه

(( آقای سندز یک مجرم محکوم شده بود،

وی تصمیم گرفت که جان خود را از دست بدهد ))

و چه قرابتی

با تیتر روزنامه صبح

 

زیر آفتاب تیر می گذرم

و فرود خاطره های دور در مسیر عظیم ترین عبارت امروز

 

گاهی

تنها برای لقمه ی نانی

بعضی

عظیم      زاده

 می شوند

 

۲ تیر ۱۳۹۵ - خبر    بدون دیدگاه

از منظر روایت ها در راه انتشار

پس از چند ماه، بالاخره مجوز نشر کتاب جدید مسعود بیزارگیتی به نام (( از منظر

روایت ها)) که گزیده ای از چند یادداشت ادبی و… است؛ بنا به گفته ناشر کتاب،

صادر شد. و هم اکنون کتاب در مراحل آماده سازی و چاپ قرار داشته و به زودی

 از سوی ناشر روانه بازار می شود

 

از منظر روایت ها

از منظر روایت ها

 

۲۷ خرداد ۱۳۹۵ - شعر    بدون دیدگاه

نشان

جایی میان این همه قافیه/ گم

نتی که ورد زبان شد

 

با رود شد

در چشم ماهی سرگردان

و فرود خطوط موازی

بر ایستگاه کلمات

 

عبور به ناگاه

در رد بوسه های سرخ

نشانه بود

نشان به نشانه

در لحظه های بی قرار

از قرار انتظار

در گام ها

 

و از سکوت به ناگاه

حضور صدا

به نشانه

 

۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - خبر    بدون دیدگاه

با رسول مهربان

رسول مهربان و مسعود بیزارگیتی

رسول مهربان و مسعود بیزارگیتی

 با رسول مهربان عزیز پژوهشگر تاریخ معاصر، نویسنده و…..که صاحب کتاب های :

((بررسی مختصر احزاب بورژوازی لیبرال در مقابله با جنبش کارگری و انقلابی ایران))،

((گوشه هایی از تاریخ معاصر ایران)) ،(( مقدمه ای بر قضیه جنگل)) و…است.

۲ خرداد ۱۳۹۵ - شعر    ۲ دیدگاه

قدم رو

پلک های هر چه از سر سطر/ ریخته اند

تا شروع نشود

که فرجامش

خطوط مشتعل لب هاست

کنار پنجره هایی

که امتداد راه را

پرده به نگاه/ می درند

 

تب که می کنند کلمات

برهنه تر می شوند هجاهاش

و رویاها

بامداد بی قرار زنی ست

که در سنگینی خواب هاش

کودکان

بریده بریده

در فصل های ناهنجار

روایت می شوند

 

به راه می افتیم

با ………. و

زیر هر باران

دنبال حرفی تازه

 

قدم رو

سفیدی های پشت حنجره

امضاء که نمی خواهد

 

برگه‌ها :«1234567...27»