4 ژانویه 2021 - شعر    بدون دیدگاه

به وقت خیالت

ایستادن

در افق جمعه ی متروک

به وقت لحظه های کاخ سفید

تنظیم نبض ثانیه های جهان

 

چراغ کلماتم را

                   تو بیاور

زمین چقدر ناشناخته کش می آید

 

بیا

    بیا و

        روشن شو

در حدود خطابم

 

جایی برای ما

هنوز نفس می کشد

در این سیاهچاله ی غمگین

 

4 ژانویه 2021 - شعر    بدون دیدگاه

بر اتفاق کلمه

سنگینم از کهکشان معمایی

که هستی را

در مارپیچ های بی انتها

رها می کند

 

سنگین تر از

مستی های عرق سگی

روی نیمکره های پاییزی یم

 

تکه تکه

 پراکنده می شوم

در این هوای مجهول

در مسیر کلمات

زخمی در میانه نفس می کشد

با صدای برهنه اش

و در شیب منتظر شب

خیره در افق

آب

     می شوم

 

4 ژانویه 2021 - شعر    بدون دیدگاه

در زخم تشنگی

شب ریز می شود

روی رویایم

و هجرانی ی برگ های آبان

در کسالت عقربه ها

سطرهای شعرم را

مجروح می کند

 

ناقوسی

در لحن من شیهه می کشد

در شقاوت دیرسال جهان

 

می آیم

          می دانم

                 می آیم

به وقت اتفاق

اقیانوسی در تشنگی ام

سرریز می کند

 

4 ژانویه 2021 - شعر    بدون دیدگاه

پاییز

بگذار گوشه ی دنج گلویت

مامن آوازهای من باشد

و رگ های ملتهبم

جایی برای نفس هایت

 

می خواهم شب ها

به جای ماه

به چشم های تو بنگرم

و بر مدار سرد جهان بنشانم

دست های تو را

چنان که پاییز

در آبان

اشک های سرزمین مرا

دوره می کند

 

4 نوامبر 2020 - شعر    بدون دیدگاه

خاورمیانه

 

فرود آمدی

بر ویرانه های به جا مانده

در منظر نگاهم

و آفتاب

سمت گونه هایت دوید

وقتی سکوت

در عزای جهان

عاشقانه ترین نگاهت بود

 

رها شو

میان کلماتم

               رها شو

تا نی لبکی در جدار گلویم

به چند دانگ

میزان شود

و حافظه ی خاورمیانه

از باروت خشم

تهی گردد

 

4 نوامبر 2020 - شعر    بدون دیدگاه

بر خط زخم

 

و رد خون

زیر خط نگاه عابران

وقتی که جیغ نازک زن

دیوارهای جهان را

زخم می زند

 

اکنون

نشسته بر رنج هوارش

نیمی شب و

نیمی به بامداد

در انزوای عقربه ها

بر خاطرم گذشتی و

سودای عاشقانه را

در لحظه های سبز صدایت

بارور شدی

 

4 نوامبر 2020 - شعر    بدون دیدگاه

لحن جهان

 

ردپای صدایت را

در خلوت خاموش خاطره ام

جا گذاشتی

و من

دلتنگی های این اتاق عاشق را

در لحن هجاهای لبانت

میزان می بندم

 

کمی بیشتر

در خیالم

معشوقگی کن

ای دوشیزه گی کلمات

 

بمان

تا محو بوی باروت و نفت خاورمیانه

از نفس های جهان

                     بخوان

 

 

8 جولای 2020 - شعر    بدون دیدگاه

هفت تپه

هفت سنگ و

هفت خوان و

هفت نت سکوت

             در معبر توفان

 

وقتی که سرنوشت

آونگ می شود بر

نانپاره ی بی قاتق شور عرق هامان

هفت تپه

پشت صدامان

هفت

        کلید نت هامان

 

 

6 جولای 2020 - شعر    بدون دیدگاه

چامه در زیستن

استاده ‎ام

با خطبه ‎ای بلند

روبروی نگاهت

رغمارغم غربت تنهایی

 

نت ‎های صلح جهان

گوشه گوشه‎ ی آوازش

از امتداد لبانت

شمایل فردا را

در بوسه ‎های مکرر

                      کش می‎دهد

 

میلاد جهان

میعاد چشم ‎های تو و

راز ستاره ‎هاست

و شانه ‎هایت

عاشقانه ‎ترین چکامه ‎ی رفتن

در حریر کلماتم

 

6 جولای 2020 - شعر    بدون دیدگاه

به وقت حضور

گل می ‎دهی به وقت پاییز

معجزه ‎ی شکفتن

در ساعت حرمان

و به وقت نومیدی

فروتنی نگاهت

بر کلماتم

جاری می‎ شود

 

در آن سوی افق هم

بنفشه‎ ی آوازت

لحظه‎ ها را

احضار می ‎کند

و انگشتانم

صراحت بی ‎لهجه‎ ی عشق می ‎شود

 

دریا

در آینه ‎ی رفتارت

دل از موج می‎ کند

 

برگه‌ها:1234567...30»