شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه پائیزی ها8
نیمی ت آفتاب پائیزی
تا به شادی
بامداد پرندگان
یکسر
آوازی عاشقانه شود
به نیمه ی دیگر / ماه
تا سکوت شب
به نتی طولانی
دست هایت را
در سطرهایم
جاری کند
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه نیمی ت آفتاب پائیزی
تا به شادی
بامداد پرندگان
یکسر
آوازی عاشقانه شود
به نیمه ی دیگر / ماه
تا سکوت شب
به نتی طولانی
دست هایت را
در سطرهایم
جاری کند
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه در عبور ناگزیرش / جهان
به کوچه ات که می رسد
نیلوفری کنار پنجره می نهد
نگاهش را و
دلش را
قفل صدایش را
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه در عبور ناگزیرش / جهان
به کوچه ات که می رسد
نیلوفری کنار پنجره می نهد
نگاهش را و
دلش را
قفل صدایش را
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه به نخستین زخمه
به تعبیر می رسد
جهان
در انگشتانت
فرودآ
فرودآ
بر غربت نت هایم
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه نگاهت را می گیری
و پشت نت های سکوت
پنهان می شوی
این همه ترانه را
با کدام موج
به دریا زنم
دریغا دریغ
این ناخدای بی بادبان
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه گهواره ی عاشقانه ای ست/دست هایت
به بامداد که می رسد
سطرهای پائیزی
هزاره ی خیالت
تکرار می شود
پا به پای من
به شعر می رسی
به شب
و همه ی ستاره ها
از پنجره ی کوچک اتاقم
دزدانه/ رصد می کنند
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه به پائیز های خاموشی می رسد
موجی
مهر که می گذرد
از کدام سمت غروب آغاز شدی
که دست هایت
بوی شعر بود و
نگاهت
باروتی به انتظار نشسته
در من خاموش می شوی
به رنگ ترانه ای
و نگاهت می پاید
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه دلتنگی های آدمی
برگ های بی شماری ست
در حراج پائیزی
می ریزد
بی شتاب و
با آخرین سرودش
نگاهت / کافی ست
در یا
به غرور موج هایش
بیاندیشد
سطرهایم
به عاشقانه هایش
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه موهایت را
به باد می دهی
آوازم
پریشان می شود
کمی از ستاره هایت را
برای من بگذار
عاشقان این شهر
پی جوی خاموشی ات
پائیزی های جهان را
به رویا می برند
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه سطرها هم بالغ می شوند
کمی از نگاهت را
به بچگی هایش
حراج کن
شب و
مهتابی دهانم
که جست و جوی فریادی را
به زخم
می نشیند