Browsing "نوشته ها"
28 خرداد 1402 - شعر    بدون دیدگاه

رنجی که زندگی ست

و روی شانه‌ی مجهول

شلیک روشن معلومی‌ست/ دوشکا

چیزی که روی دهان می‌دود

زخم عمیق می‌زند

 

بیگانه‌ی کلمات زندگی‌ست

وقتی که شعله می‌کشد

درد صداها

در انحنای پر التهاب حنجره

 

و غلت شیرین‌ رویای دوست داشتن را

پر آشوب می‌کند

وقتی که چشم باز هنر را

نشانه می‌گیرد

 

2 خرداد 1402 - خبر    بدون دیدگاه

چاپ دوم کتاب

چاپ دوم ((بر شانه‌های راه))

 کتاب ((بر شانه‌های راه)) تازه‌ترین اثر

مسعود بیزارگیتی که چاپ اول آن در زمستان ۱۴۰۱

منتشر شده بود؛ در خرداد ۱۴۰۲ به چاپ دوم رسیده

و روانه‌ی بازار گردید.

بر شانه‌های راه

3 اردیبهشت 1402 - نوشته ها    بدون دیدگاه

چاپ دوم کتاب

کتاب(( بر شانه‌‌های راه)) اثر جدید مسعود بیزارگیتی

 که به تازگی انتشار یافته بود، بنا به اظهار ناشر،
چاپ دوم آن به زودی منتشر و روانه بازار خواهد شد.
3 اردیبهشت 1402 - خبر    بدون دیدگاه

چاپ دوم کتاب

کتاب(( بر شانه‌‌های راه)) اثر جدید مسعود بیزارگیتی

 که به تازگی انتشار یافته بود، بنا به اظهار ناشر،
چاپ دوم آن به زودی منتشر و روانه بازار خواهد شد.
29 فروردین 1402 - نوشته ها    بدون دیدگاه

وقتی که آمدی

در گام‌های تو دریا نشسته بود

 

در چشم‌های من

خیره بر افق

آذرخش حضورت

آینه‌ای می‌ساخت

در قاب روشن یک لبخند

در شعله‌های ساکت یک بوسه

 

در اندام هوش تو

روز است با درخشش فروردین

در خون لحظه‌ها

 

اینک

در ازدحام تو

محو می‌شوم

ای اشتیاق حیات

29 فروردین 1402 - شعر    بدون دیدگاه

در زمستان زاده شدم

و دریای کلمات

زورق شعرم را

نگاهبانی می‌کند

 

خیابان‌ها و میدان‌های شهر

در خطوط نت‌هایم

پرچم گام‌ها بر می‌افرازند

 

و در افق نگاه‌ها

تاریخ زخم‌هاست

در بی‌نهایتِ روایت‌ها

 

در برابر جهان ایستاده‌ام

با قامت صدای تو

و باد

انتظار سرخ سحر را

بر گیجگاه شب می‌کوبد

29 فروردین 1402 - شعر    بدون دیدگاه

‏بر صدایت

زخمی نشانده‌اند

بر صداها

در وهن حقیقت

که شاید

لهجه‌ی سستی باشد

و پاهای دختران‌

بی‌رویا

 

ولی گل داده است

بهار

روی لبان‌مان

 

سبزتر از جنگل

شکفته است ترانه‌ی آزادی

در صدای‌مان

برگه‌ها:«12345678...40»