18 مهر 1392 - شعر    بدون دیدگاه

چهار سو

لبخندها را

زیر پوست می دوانیم

و با قاب شکسته تر از تصویر

در کوچه سرک می کشیم

 

لب های خمیده بر سکوت و

زانوهایی

که بر زاری ها

چمباتمه بستند

 

چیزی در چار جانب

غیبت دست ها را

بر حنجره ها

زاویه می بندد

5 مهر 1392 - شعر    بدون دیدگاه

کلام سوم

 

وقتی کلمات

از سکوتم نردبان می شود

و خاکسترم

از دهان های شعله شعله

افروخته می شوند

 

بازی همین است

میدان های

با هوی و های که قاطی می شوند

و سنگ ها

که خون بر تشنگی شان

خم می شود

 

و بازی می شود

روز

از سر و کول شب

آفتاب می زند

روی شانه های

همین صلیب ها

25 شهریور 1392 - نوشته ها    بدون دیدگاه

سانسور و…(پاسخ به یک اقتراح)

 

چند سال پیش ماهنامه ی ارزشمند نقد نو اقتراحی را در

خصوص سانسور با جمعی از صاحبان قلم و… در میان

نهاده و پاسخ ها و تحلیل های شان را در حوزه ی هنر

وادبیات منعکس کرده بود. پس از مدتی ماهنامه به محاق

توقیف رفت و…..

اکنون سایت روزگار پاسخ های نویسندگان و هنرمندان در

آن اقتراح را  در رسانه ی الکترونیکی بازتاب داده است .

علاقمندان می توانند پاسخ مسعود بیزارگیتی و… را در

 این لینک : ( هنرمندان درباره‌ی سانسور ) مطالعه نمایند

20 شهریور 1392 - نوشته ها    بدون دیدگاه

رنگ انار

رشته رشته می بارد

بر ارتفاع نگاه

و باد

فضیلت فردا را

لا به لای پلک های سنگین

بیتوته می کند

 

عاشقیت دست ها

بر ترکه ی اتفاق

رنگ انار می گیرد

نیمکت اش/ اما

تنها نمی ماند

19 شهریور 1392 - شعر    بدون دیدگاه

حادثه ای

 

 

یک اتفاق بی مرز

در پرت ترین حواس جهان

و پائیز

که از شعبده ی نگاهت

بر چله ی رنگین کمانش

شعله می کشد


 

19 شهریور 1392 - خبر, نوشته ها    بدون دیدگاه

تقاطع گمان های بی دهان

به زودی منتشر می شود. کتاب (( تقاطع گمان های بی دهان )) مجموعه شعر

دیگر مسعود بیزارگیتی به زودی منتشر می شود. این کتاب که در بر گیرنده

جدیدترین کارهای وی می باشد مراحل حروفچینی را به پایان برده است.

همچنین کتاب (( روند بغرنج آفرینش )) مجموعه نقد ادبی مسعود بیزارگیتی

که پیشتر چاپ شده بود ؛ با افزوده هایی در حوزه نقد ادبی ، مراحل حروفچینی

را طی کرده و اماده انتشار می باشد. چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۷۶ انجام

شده و مدتی بعد از چاپ ، نسخه های آن اتمام و نایاب گردید.

Ravande_boghranje_afarinesh

17 شهریور 1392 - نوشته ها    بدون دیدگاه

افق

 

تبعیدی رویای ام

و عشق/ گویی

خاطره ای ست

تا انگشت های نمناکم

چهار فصل را

در حجم بی قرارش

تاراج کند

 

رها می شوم

با گیسوانی پریشیده

در خش خش پائیز

که عطر موزون حنجره ام را

در ارتفاع آسمان

می گسترد

 

بر دهانم

زخمی ست

که عقربه های به راه مانده

در شکوه خاموش شان

پایکوبی می کنند

برگه‌ها:«1...25262728293031...39»