شعر
بدون دیدگاه چهار سو
لبخندها را
زیر پوست می دوانیم
و با قاب شکسته تر از تصویر
در کوچه سرک می کشیم
لب های خمیده بر سکوت و
زانوهایی
که بر زاری ها
چمباتمه بستند
چیزی در چار جانب
غیبت دست ها را
بر حنجره ها
زاویه می بندد
شعر
بدون دیدگاه لبخندها را
زیر پوست می دوانیم
و با قاب شکسته تر از تصویر
در کوچه سرک می کشیم
لب های خمیده بر سکوت و
زانوهایی
که بر زاری ها
چمباتمه بستند
چیزی در چار جانب
غیبت دست ها را
بر حنجره ها
زاویه می بندد
شعر
بدون دیدگاه
وقتی کلمات
از سکوتم نردبان می شود
و خاکسترم
از دهان های شعله شعله
افروخته می شوند
بازی همین است
میدان های
با هوی و های که قاطی می شوند
و سنگ ها
که خون بر تشنگی شان
خم می شود
و بازی می شود
روز
از سر و کول شب
آفتاب می زند
روی شانه های
همین صلیب ها
نوشته ها
بدون دیدگاه
چند سال پیش ماهنامه ی ارزشمند نقد نو اقتراحی را در
خصوص سانسور با جمعی از صاحبان قلم و… در میان
نهاده و پاسخ ها و تحلیل های شان را در حوزه ی هنر
وادبیات منعکس کرده بود. پس از مدتی ماهنامه به محاق
توقیف رفت و…..
اکنون سایت روزگار پاسخ های نویسندگان و هنرمندان در
آن اقتراح را در رسانه ی الکترونیکی بازتاب داده است .
علاقمندان می توانند پاسخ مسعود بیزارگیتی و… را در
این لینک : ( هنرمندان دربارهی سانسور ) مطالعه نمایند
نوشته ها
بدون دیدگاه انتشار مجموعه شعر جدید ( تقاطع گمان های بی دهان )
در لینک ایبنا(ibna) خبرگزاری کتاب ایران
نوشته ها
بدون دیدگاه رشته رشته می بارد
بر ارتفاع نگاه
و باد
فضیلت فردا را
لا به لای پلک های سنگین
بیتوته می کند
عاشقیت دست ها
بر ترکه ی اتفاق
رنگ انار می گیرد
نیمکت اش/ اما
تنها نمی ماند
نوشته ها
بدون دیدگاه کتاب های (( تقاطع گمان های بی دهان )) و (( روند بغرنج آفرینش ))
در لینک: ایسنا ( isna ) خبرگزاری دانشجویان ایران
شعر
بدون دیدگاه
یک اتفاق بی مرز
در پرت ترین حواس جهان
و پائیز
که از شعبده ی نگاهت
بر چله ی رنگین کمانش
شعله می کشد
خبر, نوشته ها
بدون دیدگاه به زودی منتشر می شود. کتاب (( تقاطع گمان های بی دهان )) مجموعه شعر
دیگر مسعود بیزارگیتی به زودی منتشر می شود. این کتاب که در بر گیرنده
جدیدترین کارهای وی می باشد مراحل حروفچینی را به پایان برده است.
همچنین کتاب (( روند بغرنج آفرینش )) مجموعه نقد ادبی مسعود بیزارگیتی
که پیشتر چاپ شده بود ؛ با افزوده هایی در حوزه نقد ادبی ، مراحل حروفچینی
را طی کرده و اماده انتشار می باشد. چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۷۶ انجام
شده و مدتی بعد از چاپ ، نسخه های آن اتمام و نایاب گردید.
نوشته ها
بدون دیدگاه با هوشنگ ابتهاج عزیز که عمرش دراز باد و …
نوشته ها
بدون دیدگاه
تبعیدی رویای ام
و عشق/ گویی
خاطره ای ست
تا انگشت های نمناکم
چهار فصل را
در حجم بی قرارش
تاراج کند
رها می شوم
با گیسوانی پریشیده
در خش خش پائیز
که عطر موزون حنجره ام را
در ارتفاع آسمان
می گسترد
بر دهانم
زخمی ست
که عقربه های به راه مانده
در شکوه خاموش شان
پایکوبی می کنند