خاطره های کولیان

از بنفشه که آغاز می کنم
یکایک
شبنم ها
از نگاهت بارور می شوند

هیچ بارانی را
معجزه نیست
با بقچه های کولیان هم
سفر زیباست
و خاطره هایی
که نقل مکان می کنند

رویایم اگر مجالی بیابد
پرنده ی آوازش را
به تو هدیه می کند
صبور باش
این کوچه
به نگاه تو شاد می شود

ارسال دیدگاه


Warning: Undefined variable $user_ID in /home3/bizargit/public_html/blog/wp-content/themes/diary/comments.php on line 50