19 اردیبهشت 1393 - شعر    1 دیدگاه

ساعت نهایی

به لرزش شاخه‌ها می‌پیچم

در مسیر باد

و رقص ناموزون برگ‌ها

به راز سکوتم

می‌برد

 

سطرها می‌هراسند

وقتی صفحه‌ها

چشم در چشم بی‌قراری‌ام

قد می‌کشند

 

تمام می‌شود

و امضاء

در ساعت نهایی

بر دریچه‌ی رؤیا

می‌ریزد

1 دیدگاه

  • خیلی آرام بخش هست

ارسال دیدگاه


Warning: Undefined variable $user_ID in /home3/bizargit/public_html/blog/wp-content/themes/diary/comments.php on line 50