1 تیر 1393 - شعر 1 دیدگاه بارانیها دهان ماه بود که گام سکوت را بر گوش گامها پچپچه میکرد بر لبانم خطوط حامل خط باریک نتهای باران بود و چشم های بیقرار عابران و گامهای هنوز که شور کوچهها را در اغوای کلمات بر اندام انگشتهای بیافق میریخت شب شیب لکههای پرغرور دهان ماه
زیبا سروده شده مثل همیشه