3 شهریور 1393 - شعر    بدون دیدگاه

سطر بی‌قرار

فیل‌ام      یاد هندوستان با خال معشوقگانش

سطرها که قالب      تهی از دهان می‌شوند

کلمات      رج به رج

پیاده‌روها را      در شلوارهای عابران پیاده

متر می‌کنند

 

خاطره‌ها سلول به سلول

بند پاهای‌اند      بی پایان بند

دندان عقل‌ات را      هی

مبادا چشم در چشم زندانبان شوی

 

قوقولی قوی نا به گاه و

وحشت ساحل بی‌خیال نیما

ارسال دیدگاه


Warning: Undefined variable $user_ID in /home3/bizargit/public_html/blog/wp-content/themes/diary/comments.php on line 50