12 شهریور 1393 - شعر    1 دیدگاه

استعاره

دهان بی کنایه      قرار نمی‌داند

کنار می زند

استعاره‌های لبانش را

کلمات      در مجاورت طناب‌های آماده

رویای نرگس‌های لحظه به لحظه را

پشیمان می‌شود

 
از کوچه خاطره‌های معشوق      سر می‌کشد

پر می‌کشد      چراغ که قرمز می‌شود

دهان غار به قاه قاه

کلاغ‌های بی وقت را

برگه ی عبور می‌دهد

 
و دلپذیر می‌شود      بازی

وقتی کلمات      تاریکی را

پشت استعاره‌ی نگاه

جا می‌نهد

 

1 دیدگاه

  • خیلی زیباست

ارسال دیدگاه


Warning: Undefined variable $user_ID in /home3/bizargit/public_html/blog/wp-content/themes/diary/comments.php on line 50