19 دی 1390 -
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه کبوتران شکیب
از شعرهایم
تا دستهای تو
هزاره ی بی پایان کبوترانی ست
که یک وطن شکیبایی را
بال می زنند
می دانم
می دانم
شریان بهار را / هنوز
نفس های تو
سبز می کند