20 دی 1390 -
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه پاسداشت حضور
این دریا
که به چشمانم می ریزد
بی ماهیان صدایت
راکد می ماند
به تلنگری
گیسوی تو را مهمان می شوم
و حضور دستانت
سطرهای مرا
بی نیاز می کند
جاری شو
همه ی رودخانه های جهان
به کرانه ات
می اندیشند