شکل حرف
زبان شکل خاموشی خیال بود
اویخته از لبانم
با طنابی که شکل مرگ را رقم می زد
دوردست
دست ها قواره ی جمع داشت
با تکه های بی وزن کلمات
به طعم پرواز
و حرف حرف حرف
طلیعه ی تازه
بر قضیه ی اکنون
زبان شکل خاموشی خیال بود
اویخته از لبانم
با طنابی که شکل مرگ را رقم می زد
دوردست
دست ها قواره ی جمع داشت
با تکه های بی وزن کلمات
به طعم پرواز
و حرف حرف حرف
طلیعه ی تازه
بر قضیه ی اکنون
سلام استاد .این شعر را بسیار دوست دارم. درود بر شما
سلام و سپاس امیرحسن عزیز