1 خرداد 1394 -
شعر
بدون دیدگاه
شعر
بدون دیدگاه سفر تلخ
ترفند دلار باشد/ نباشد
چه فرق می کند
وقتی برج دو قلوی جهان
مرثیه ی شگفت یازده سپتامبر می شود
از طالبان ، القاعده ، داعش …
برق جرینگ جرینگ سکه های سرمایه ست
تا کودکان روهینگا
در شرافت ماندن
سرگشتگی های بی پایان را
در وحشت سکوت دریا
کابوس شباروز خود کنند
می دانم/ می دانند
بر این سفر تلخ
باران هیچ بوسه ای
بر ریشه های احساس نمی نشیند
با اینهمه
برآهوان خیال تان می رسم
در این هوای سنگین
به جست و جوی دهانی تازه
سمت نشانه ی کلمات
گلوی منتظر