16 مرداد 1394 -
شعر
بدون دیدگاه
شعر
بدون دیدگاه شانه ی راه
استاده بر دریچه ی روبرو
خمیازه می کشند کلمات
بیدارتر از گذشته
در فاصله
جذبه ی هجاهاست
شانه به شانه می شوند
شانه ی راه
شانه ی لب های تازه
دهان های منتظر
بر مسافت بی قرار