7 تیر 1391 -
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه در شب دیرپا
چادری خاموش
روی نگاهم
و سکوتی خاکستری
بر لبانم می پاشی
تپش های این همه خیابان
که از تقاطع میله ها می گذرد
و رویای سرزمینم
آن سوتر از طاقت گلوی مان
دریغا