7 تیر 1391 -
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه بر این سکوت نهفته
مانده ام با ریزش بی دغدغه ی جمعه و
بی حوصله گی های خاموش
زیر لب زمزمه می کنیم
کبودی های نشسته بر حنجره را
مگر
عبور نسیمی
در این میان
التیام سکوت مان باشد