1 خرداد 1404 - شعر    بدون دیدگاه

باز این سکوت شب

آوار می‌شود

روی تنفس‌ام

شاید

در خلوت ستاره‌های بی‌شمار

این بغض فاصله بشکند

به وقت اشتیاق صدایت

 

رها کن

رها کن

بر عصب‌های تشنه‌ام

حرف نهایی را

 

پنجره را گشوده‌ام

شاید از مرز بی‌نهایت

با شتاب باد بنشیند

پیغام دست‌های جوانت

در بطن شعرهای من

ارسال دیدگاه


Warning: Undefined variable $user_ID in /home3/bizargit/public_html/blog/wp-content/themes/diary/comments.php on line 50