20 مرداد 1404 - شعر    بدون دیدگاه

میان من و اکنون

چیزی از توست

که لحظه‌ها را متبلور می‌کند

و لحظه‌ی اکنون

ابدیتی‌ست در تبلور دنیایت

 

و من

پرده را کنار که می‌کشم

عریانی لبخندت

دریچه‌ای می‌گشاید

بر زلزله‌ی روح‌ات

که سرشار از زنبق زیبایی‌ست

 

ارسال دیدگاه


Warning: Undefined variable $user_ID in /home3/bizargit/public_html/blog/wp-content/themes/diary/comments.php on line 50