20 مرداد 1404 -
شعر
بدون دیدگاه
شعر
بدون دیدگاه میان من و اکنون
چیزی از توست
که لحظهها را متبلور میکند
و لحظهی اکنون
ابدیتیست در تبلور دنیایت
و من
پرده را کنار که میکشم
عریانی لبخندت
دریچهای میگشاید
بر زلزلهی روحات
که سرشار از زنبق زیباییست