15 بهمن 1404 -
شعر
بدون دیدگاه
شعر
بدون دیدگاه وقتی که جنگ
وقتی گلوله
زبان اقتدار حیات است
سیارهی زمین
چه بیپناه میشود
آنگه که حرفها
نگاهها
در روح ساکنان خاک
با زخم تازیانههای پیاپی
مجروح میشود
آه/ ای آبهای راکد غمگین
ای مرزهای پر توهم نومیدی
بر قلعههای آواز من/ هنوز
نفس میکشد
پرچم امید عاشقی