Browsing "نوشته ها"
18 مرداد 1393 - شعر    1 دیدگاه

این جهان

سنگ قبرت را      بغل در بغل

بیمارستان شبانه روز‌ی‌ست

بمباردمان‌ها هم      جلو زده‌اند

عقربه‌های به لکنت افتاده را

 
گاهی لایه‌ی اوزون      سوراخ می‌کند

جمجمه‌ی کشوری را      آدم هاش هم      داعش هم      با خلافتش

گاهی هم صبر که سر می رود      از صبرا سرک می‌کشد      تا شجاعیه

 
خیلی هم که اوباما باشی

از شمال تا جنوب

خروس خوان تا شغال خوان

پوتین هایی هست      که اندازه‌ی پایت نمی‌شود

 
منتظر موسا عصایم

رعدی     غریو عاشقیت شود

تا بالماسکه‌های عاشقی     نکوبند

در هاون عاشق ‌پیشه‌گی

13 مرداد 1393 - شعر    2 دیدگاه

غزه2

9304-6m277

 

غزه
     غضب
            غزوه

قاضی
       قضاوت
                بان کی مون1

وقتی درخت‌های شادی شارون2
روی شانه‌های خسته‌ی مادران فلسطین
برگشته از تشییع شبانه روزی کودکان‌شان
سبز می‌شود

غزه
     قضاوت
روی شماره‌های بی‌پایان اجساد شجاعیه
و لبخند‌های با نمک‌ات :
                                 اوبرما3
                                           با چک بی‌برگشت گنبد آهنین‌ات

غزه
جوانه‌های بی‌قرار تاریخ
روی صفحه‌های کودکان دبستان

 

 

پی نوشت‌ها:
1.دبیرکل سازمان ملل متحد
2.نخست وزیرسابق اسرائیل
3.اوباما رئیس جمهور امریکا

 

3 مرداد 1393 - خبر    1 دیدگاه

چهاردهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو بر مزارش

فراخوان کانون نویسندگان ایران جهت برگزاری چهاردهمین سالگرد خاموشی احمد شاملو شاعر مردمی ایران با حضور شاعران ، نویسندگان و علاقمندان به این شاعر بزرگ، عصر پنجشنبه 2 مرداد 1393 بر سر مزار وی برگزار گردید.

در این مراسم سخنانی از سوی اعضاء کانون نویسندگان ایران همچون ناصر زرافشان ، فریبرز رئیس دانا و… ایراد گردید. و نیز رضا خندان دیگر عضو کانون نویسندگان ایران به قرائت بیانیه کانون اهتمام ورزید. شاعرانی در این مراسم به شعر خوانی پرداختند. همچنین این مراسم که با حاشیه هایی نیز همراه بوده ؛  به اجبار زودتر از زمان اعلام شده خاتمه می یابد.

 

در تصاویر اسلاید زیر حضور علی اشرف درویشیان، ناصر زرافشان، فریبرز رئیس دانا، رضا خندان ، مسعود بیزارگیتی ، عباس حیدری ، فرخنده حاجی زاده و شاعران و نویسندگان دیگر نیز دیده می شود

1

چهردهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو

ناصر زرافشان و مسعود بیزارگیتی در چهاردهمین سالمرگ احمد شاملو

(12)

عباس حیدری، فریبرز رئیس دانا و مسعود بیزارگیتی در چهاردهمین سالمرگ شاملو

((به بی قراری جانش))

1

به شک ات برنخاسته ام

تنها تردید تو را

که اندازه قامت جهان است

                                 ادامه می دهم

بی قرای همه آوازها را

در صدای خود بردی

روایت میعادی مقدر

تا همه ی زورق ها

                         فانوس برکشند

و به شتاب و/ بی شتاب

جانب خویش

                  وانهند

هر بامداد

به انتظار رپ رپه ی طبل سرنوشت

-آونگ نگاه ها و صداها

زمین را و دریاها را

مرور می کنم

تردید صداها:

بانگ خروسو؟

رپ رپه ی طبل بلند؟

هر بامداد

و فتیله ای که پت پت تقدیرش

زورق بی لنگر

2

شب جنگل و

زمزمه ی غریب زنجره ها

خلوت زورق و

زورق بان بی رویا

نگاهت به جهان و

صدایت/ التهاب همه ی بغض ها

دلت را

آونگ ماه می کنی

و در سکوتت

آشکار می شوی

مسعود بیزارگیتی/کتاب: بامداد همیشه(یادنامه احمد شاملو)/ص161-162

 

31 تیر 1393 - شعر    1 دیدگاه

غزه

n00052728-b

حدیث اشک‌های بی‌قرارت
وقتی کلمات / در سکوت‌شان
شانه به شانه
بهت می‌زنند
بر گلوی شاعران جهان
آماس می‌کند

 

روز از تباهی مقاوله نامه ها سرشار است
شب / شانه‌های امیدت
مماس خاک های در به در

 

ادونیس1 می گفت
((برای گفتن حقیقت
مسیر خویش را تغییر بده ، آماده باش
تا در آتش آن بسوزی))

 

از صبرا و شتیلا
تا شجاعیه
حرف ها هنوز
در بغض کلمات شاعران
تاب می‌خورد

 

تنها نیستی           عزیز من
آن سوی فریادت
قلب‌های بی دریغ ماست
که زبانه می‌کشد

 

1.ادونیس شاعر سوری( 1986-1930 )

27 تیر 1393 - شعر    1 دیدگاه

مشق صدا

جرعه‌ای از تیر نوشیدن
و بر لغزش جاده‌ها           خرده خرده
خرداد به خرداد          عصای معجزه نه
و انگشت‌ها
که بر ترانه‌ی بی‌کرانه           چه کرانمند بود

 

و قول کلمات بر شانه‌های خیابان
صداها را
روی مشام رهگذران           تازه می‌کند
و خاطره‌ها هر پنجشنبه
برای صندلی‌های خالی کنار تابستان
جمعه‌ها آزاد می‌شوند

18 تیر 1393 - شعر    1 دیدگاه

رنگ انار4

چشمان خندان این همه کلمه
و خاطره‌ها
و سوگ این همه فاصله

قناعت می‌کنیم           بی‌تظاهری
حتی حرف‌ها را
و سینه‌ی این همه پیاده رو/ جاده
نسب می‌برد
از کوک پرده‌های انار

انگشت‌های متمرد
و نت‌های گم شده لای قیچی‌ها
کدام قطعه
بر خاموشی‌ی لبان‌مان
بوسه می‌زند

هزار و یک شب فراموشی را

 

 

16 تیر 1393 - شعر    1 دیدگاه

بر ارتفاع چکمه‌ها

به ارتفاع چکمه‌های سیاه نیست
کلمات
هنگامی که
بر جمجمه‌ی بی‌جان خیابان‌ها
فرود می‌آید
رنگین
تا امتداد          میدان‌ها

و مادران
با چادرهای خیس‌ از نگاه‌شان
پشت کلمات

و کودکان
تا شباهت بی‌قراری را
از سر و کول همین حرف‌ها
به قصه های هزار و یک شب
تبدیل کنند

کشتی بی‌دریغ رویاها
بر امواج پنهان
و لبانی یکسر
آویزان بر کلمات
کلماتی یکسر
آویخته از لب‌ها

1 تیر 1393 - شعر    1 دیدگاه

بارانی‌ها

دهان ماه بود

که گام سکوت را

بر گوش گام‌ها          پچپچه می‌کرد

بر لبانم

خطوط حامل

خط باریک نت‌های باران بود

و چشم های بی‌قرار عابران

و گام‌های هنوز

که شور کوچه‌ها را

در اغوای کلمات

بر اندام انگشت‌های بی‌افق         می‌ریخت

 

شب

شیب لکه‌های پرغرور

دهان ماه

26 خرداد 1393 - شعر    1 دیدگاه

به رنگ انار3

سطرهای بعدی

دانه‌های بی‌قراری‌ست

که رنگ جاده‌ها را

با حباب سکوت‌اش

سرشار می‌کند

 

خاموشی لب‌ها

و هجاهای ریخته           در شریان‌های (اناردلی را ماند)1

 

و قاچ می‌خورد

و شیار خیابان‌ها

به رنگ قاچ          شباهت می‌یابند

داستان‌های شاهنامه

در روایت قاچ‌ها

به میدان ژاله می رسند        1388

 

و عقربه‌های بی وقفه

از انار شکسته می‌گویند

                                  در شب یلدا

 

1 سطرداخل گیومه از گارسیا لورکا

19 خرداد 1393 - شعر    بدون دیدگاه

رنگ انار2

درخت‌ها          شانه به شانه

به رنگ انار بودند

و رگ‌های جاده

از حباب انار         می‌ترکید

 

صداها

و کلمات

می‌رقصیدند

میدان به میدان

نه دمی          به عیسایی

نه عصا          به موسایی

 

کوچه‌ها دق می‌کردند

از سکوت سر بارشان

و معصومیت نگاه‌ها

که سطر به سطر

از دل اناری رنگین

فواره می‌زدند

 

صاعقه‌ها

در دل عقربه‌ها

پا به پا می‌شدند

و ریشه‌ی آوازها

در رویایم

با چراغ خاموش          می‌گذشت

برگه‌ها:«1...22232425262728...40»