شعر
بدون دیدگاه اکنون
بر شانههامان نشسته
زخم عمیق تازیانهٔ شاهان
وز جراحت سنگین روزگار
هر گوشه از آوازهای ما
غمگینترین تبسم بیپناهی را
خاطره میسازد
و انعکاس آوایی در خیالم
شاید
تکوین صدایی باشد
وقتی از وقتهای منتظر
تو
سفیدیها را
ادامه بده



