شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه پائیزی ها4
آتش بیار و
معرکه کن
پائیز بغض را
این جاده برچسب می خورد
نشان
به نشان گام هات و
سطرهای من
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه آتش بیار و
معرکه کن
پائیز بغض را
این جاده برچسب می خورد
نشان
به نشان گام هات و
سطرهای من
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه به سمت صدایت
و نگاهی که انتظار را
به جاده می بخشد
فرصت هنوز باقی ست
و دسته گلی برای دوست داشتن
پنجره را باز کن
هوای پرواز
شریانت را
به بغض نشانده است
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه حنجره ای به تبعید و
پنجشنبه ای
که غربت پائیز را
به سکوت هفته می رساند
نگاهم کن
دلتنگی این نت ها
از معبر دست های تو
به دریا می رسد
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه نَسَب می برد این نگاه
از پائیز
و نت های پریده رنگ این آواز
بیا
بیا که پنجره ها در این توفان
به گام هات دل دادند
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه پائیز می رسد
با خاموشی دیرسالش
رنگین کمان نگاهش
برگ برگ خاطره ها را
به حنجره می دهد
و چشم ها
که ساحل فردا را
در موج های سکوت
سنگین می گذرند
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه نیمی ت آفتاب پائیزی
تا به شادی
بامداد پرندگان
یکسر
آوازی عاشقانه شود
به نیمه ی دیگر / ماه
تا سکوت شب
به نتی طولانی
دست هایت را
در سطرهایم
جاری کند
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه در عبور ناگزیرش / جهان
به کوچه ات که می رسد
نیلوفری کنار پنجره می نهد
نگاهش را و
دلش را
قفل صدایش را
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه در عبور ناگزیرش / جهان
به کوچه ات که می رسد
نیلوفری کنار پنجره می نهد
نگاهش را و
دلش را
قفل صدایش را
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه به نخستین زخمه
به تعبیر می رسد
جهان
در انگشتانت
فرودآ
فرودآ
بر غربت نت هایم
شعر, نوشته ها
بدون دیدگاه نگاهت را می گیری
و پشت نت های سکوت
پنهان می شوی
این همه ترانه را
با کدام موج
به دریا زنم
دریغا دریغ
این ناخدای بی بادبان