1 خرداد 1404 - نوشته ها    بدون دیدگاه

….

جهان‌نگری پابلو نرودا، در شمول نگاه عام شاعر به مبارزه

برای رستاخیز انسان‌ها و نبردشان برای رهایی از ستم

استثمار است. این نبرد از مشخصه‌های ثابت زندگی شاعر

در تمامی حیات ادبی وی می باشد:

این رنج‌های دور دست رنج‌های مایند

و مبارزه برای ستمدیدگان با طبیعت من گره خورده است

((پایان عشق آوا))

و این رستاخیز در زبان ادبی وی، جلوه‌ای گاه تغزلی و گاه

حماسی می‌یابد….

 

از منظر روایت‌ها/ مسعود بیزارگیتی

1 خرداد 1404 - خبر    بدون دیدگاه

پرونده امسال برای من با چاپ کتاب[بر آشوب شبنم و آواها]آغاز شد

و با نشر کتاب جدید دیگرم[ بر شانه‌های راه] بسته می‌شود.دست مریزادی بر ناشرم.

سالی که پر از انسداد بود و اندوه و درد!

میراث ماندگار پچپچه‌ی شبانه‌هاست

وقتی که نام زن

درقامت بلند افرا

سبز می‌شود

 

 

29 اردیبهشت 1404 - شعر    بدون دیدگاه

رفتگران بی‌امید

آری

نخستین سرودخوان بهارند

که به بامداد

کوچه پسکوچه‌های خواب‌های سحرگاهی را

معطر می‌کنند

 

رفتگران رنج

در فصل‌های مداوم سکوت و زخم

با خطوط درهم آرزوها

که تاریخ نانوشته‌ی حادثه‌ها را

رنگین می‌کنند

 

29 اردیبهشت 1404 - شعر    بدون دیدگاه

می‌خواهم که رویایم

شکل دست‌های تو باشد

وقتی که اوراق حادثه را

ثبت می‌کند

و در سپیده‌دم شعرم

انگشتانت

بر مدار تیره‌ی این روزگار

مدخلی برای دوست داشتن بگشاید

 

نامت

شکلی از تولد دوباره است

شکلی از نگاه کردن

خطی برای نوشتن

دهانی برای خواندن

و بوسه‌ای

تا زندگی

معنای تمام تو باشد

14 اردیبهشت 1404 - خبر    بدون دیدگاه

((بن بست ها و تعلیق)) در راه انتشار

با درخواست محبت‌آمیز ناشر همچون گذشته، کتاب جدیدم به تازگی

تحویل وی گردید.

این کتاب که((بن‌بست‌ها و تعلیق)) نام دارد، پس از انجام مراحل اداری

توسط ناشر، در سال جاری منتشر خواهد شد.

 

13 دی 1403 - شعر    بدون دیدگاه

‏اکنون

بر شانه‌هامان نشسته

زخم عمیق تازیانهٔ شاهان

 

وز جراحت سنگین روزگار

هر گوشه از آوازهای ما

غمگین‌ترین تبسم بی‌پناهی را

خاطره می‌سازد

 

و انعکاس آوایی در خیالم

شاید

تکوین صدایی باشد

وقتی از وقت‌های منتظر

 

تو

سفیدی‌ها را

ادامه بده

13 دی 1403 - شعر    بدون دیدگاه

‏باران

دل به سرانگشتان تو می‌بخشد

و آسمان هر روز

به رنگ چشمان تو

پلک می‌گشاید

 

همین‌قدر زیباست

زندگی

وقتی نگاهم

در شعله‌های نگاهت

رنگ می‌گیرد

و دستانم

در رقص انگشت‌های تو

ترانه می‌سازد

13 دی 1403 - شعر    بدون دیدگاه

‏تف کرده گویی/ دنیا

خشم فروخورده را

روی نفس‌های خاورمیانه

 

شیب تفالهٔ نفرین‌هاست اینجا

که سر‌ریز می‌شودـ

 

اینجا خاورمیانه است

و پیشانی‌ آینه‌وارش/ دیری‌ست

قربانگاه مرثیه‌ها و وردهایی‌

آویخته بر شب‌ها و روزهای‌ ما

 

 

‏می‌بینی چگونه لبخند میزنم

بر سرنوشت به یغما رفته

 

از لابه‌لای درخت‌ها می‌گذرم

نگاه کن که برگ‌ها

چگونه با شاخه‌های دیوانه

شادی‌کنان می‌جنبند

 

در کنج شبانه نشسته‌ام

همچون زمین

بی‌پناه‌تر از ساکنانش

و اندوه جهان را

معماری می‌کنم

 

نگاه کن!

 

۲ژانویه۲۰۲۵

19 آذر 1402 - شعر    بدون دیدگاه

و شیری که از ‍‍پستان های تو می نوشید

زمین

در گرمای شهریور

تا ناکامی تاریخ را

التیام بخشد

 

بس نخواهد کرد

 

و در کمرگاه تابستان

دوباره سبز خواهد شد

عاشقانه ترین ترانه

که بوی گیسوان تو را

در باد

منتشر می کند

 

۱۰ سپتامبر۲۰۲۳

برگه‌ها:«1234567...40»