13 دی 1403 - شعر    بدون دیدگاه

‏اکنون

بر شانه‌هامان نشسته

زخم عمیق تازیانهٔ شاهان

 

وز جراحت سنگین روزگار

هر گوشه از آوازهای ما

غمگین‌ترین تبسم بی‌پناهی را

خاطره می‌سازد

 

و انعکاس آوایی در خیالم

شاید

تکوین صدایی باشد

وقتی از وقت‌های منتظر

 

تو

سفیدی‌ها را

ادامه بده

13 دی 1403 - شعر    بدون دیدگاه

‏باران

دل به سرانگشتان تو می‌بخشد

و آسمان هر روز

به رنگ چشمان تو

پلک می‌گشاید

 

همین‌قدر زیباست

زندگی

وقتی نگاهم

در شعله‌های نگاهت

رنگ می‌گیرد

و دستانم

در رقص انگشت‌های تو

ترانه می‌سازد

13 دی 1403 - شعر    بدون دیدگاه

‏تف کرده گویی/ دنیا

خشم فروخورده را

روی نفس‌های خاورمیانه

 

شیب تفالهٔ نفرین‌هاست اینجا

که سر‌ریز می‌شودـ

 

اینجا خاورمیانه است

و پیشانی‌ آینه‌وارش/ دیری‌ست

قربانگاه مرثیه‌ها و وردهایی‌

آویخته بر شب‌ها و روزهای‌ ما

 

 

‏می‌بینی چگونه لبخند میزنم

بر سرنوشت به یغما رفته

 

از لابه‌لای درخت‌ها می‌گذرم

نگاه کن که برگ‌ها

چگونه با شاخه‌های دیوانه

شادی‌کنان می‌جنبند

 

در کنج شبانه نشسته‌ام

همچون زمین

بی‌پناه‌تر از ساکنانش

و اندوه جهان را

معماری می‌کنم

 

نگاه کن!

 

۲ژانویه۲۰۲۵

19 آذر 1402 - شعر    بدون دیدگاه

و شیری که از ‍‍پستان های تو می نوشید

زمین

در گرمای شهریور

تا ناکامی تاریخ را

التیام بخشد

 

بس نخواهد کرد

 

و در کمرگاه تابستان

دوباره سبز خواهد شد

عاشقانه ترین ترانه

که بوی گیسوان تو را

در باد

منتشر می کند

 

۱۰ سپتامبر۲۰۲۳

28 خرداد 1402 - شعر    بدون دیدگاه

رنجی که زندگی ست

و روی شانه‌ی مجهول

شلیک روشن معلومی‌ست/ دوشکا

چیزی که روی دهان می‌دود

زخم عمیق می‌زند

 

بیگانه‌ی کلمات زندگی‌ست

وقتی که شعله می‌کشد

درد صداها

در انحنای پر التهاب حنجره

 

و غلت شیرین‌ رویای دوست داشتن را

پر آشوب می‌کند

وقتی که چشم باز هنر را

نشانه می‌گیرد

 

2 خرداد 1402 - خبر    بدون دیدگاه

چاپ دوم کتاب

چاپ دوم ((بر شانه‌های راه))

 کتاب ((بر شانه‌های راه)) تازه‌ترین اثر

مسعود بیزارگیتی که چاپ اول آن در زمستان ۱۴۰۱

منتشر شده بود؛ در خرداد ۱۴۰۲ به چاپ دوم رسیده

و روانه‌ی بازار گردید.

بر شانه‌های راه

برگه‌ها:«1234567...39»