خبر
بدون دیدگاه بر انعکاس واژهها
کتاب “بر انعکاس واژهها” به ترجمه نغمه بیزارگیتی، هنرمند نقاش که به تازگی
منتشر گردید. این کتاب در برگیرنده شعرهایی از چند شاعر خارجیست که در
۱۰۲صفحه چاپ و نشر یافته است.

خبر
بدون دیدگاه کتاب “بر انعکاس واژهها” به ترجمه نغمه بیزارگیتی، هنرمند نقاش که به تازگی
منتشر گردید. این کتاب در برگیرنده شعرهایی از چند شاعر خارجیست که در
۱۰۲صفحه چاپ و نشر یافته است.

خبر
بدون دیدگاه پس از ماهها انتظارطولانی و همچنین لیست بلند حدف و سانسور،
کتاب “بنبستها و تعلیق” تازهترین اثر مسعود بیزارگیتی، نویسنده،
منتقد ادبی و شاعر، در ۱۳۴ صفحه چاپ و منتشر گردید.

شعر
بدون دیدگاه آن که مغروق آبهاست
احساس آینه را میداند
و رویش جوانهها را
که از کدام ریشه برمیخیزد
آن که از صاعقه میآموزد
کلماتش منظومهی بلند زندگیست
در گام روشن عاشقی
و رفتگان روزگار
در آذرخش صدایش
ققنوسهای رهاییاند در کدورت خاک
که هر سپیدهدم
با عشق تازهای
دوباره خلق میشوند
نوشته ها
بدون دیدگاه لائودت دومینیوم موتسارت، که یکی از مهمترین قطعههای موتسارت
است، چنان نیروی تسلیبخشی در خود نهفته دارد که احساسات و
عواطف هر شنوندهی با ایمان یا بی ایمان را برانگیخته و تحت تاثیر
لحن روان و ملودی زیبایش قرار میدهد.
یک آریا برای سوپرانوی سولو، که متن آن برگرفته از مزامیر(مزمور۱۱۷)
کتاب مقدس است و پرتو نیایش نورانی آن، جان مخاطب را در سیطرهی
گرمابخش خود میگیرد.
در طول سالیان متمادی هر گاه به این اثر ژرف رجوع کردم، رخنهی
لحن روان و تسکیندهندهی آن، تمام وجود مرا احاطه کرد.
سادگی و وقار این قطعه آیینی- که موومان پنجم یک اثر است- که
منِشی درونگرا و آرامشبخش دارد، بدون هر گونه جلوهگری ویژه،
با مرکزیت آواز و ملودی، اثر را به جاودانگی میرساند.
و لحن روحانی و کمنظیر “باربارا هندریکس” خوانندهی سوپرانو
نیز تاکیدی دوباره است بر جاودانگی ملودی ناب این اثر بزرگ
ولفگانگ آمادهئوس موتسارت!
نوشته ها
بدون دیدگاه کنسرتو ابوا یوهان ملکیور مولتر-آهنگساز اواخر باروک-
از زمرهی آثار مهجور مانده و کمتر شنیده شده است.
به ویژه موومان دوم(لارگو)کنسرتو که قلب عاطفی-با
اندوه نجیب و حس درونیاش- اثر است و نیز نمایانگر
قابلیت بیانی ساز ابوا و نقش و اهمیت آن در دوران باروک.
موومان دوم(تمپوی لارگو)این اثر زیبا، که اساسا یک
مونولوگ درونیست، با رنگ صوتی بینیدار، بطور موقت
رابطهی مخاطب را با بیرون قطع یا محدود میکند و او را
با تاملی ژرف به درون میکشاند؛ به اندوه درون که نجیب
است و با وقار؛ تا وی را با موقعیت روانی حال سازگار نماید.
https://youtu.be/R0Pt9ZfHF7k?si=DkVotwKeMJbsDMsJ
نوشته ها
بدون دیدگاه جملات زیر از”مالون میمیرد” ساموئل بکت، چقدر وصف حال روزگار تیره و پر از کینه و عداوتیست که روان انسان را آشفته و ویران میکند:
“در سکوت و بدون جنجال راهم را آنقدر ادامه میدهم که از فرط ملال و دلزدگی زار زار بگریم. تا عاقبت کسی از مهر و محبت بیاید و به داخل تابوت بیاندازدم.”
نوشته ها
بدون دیدگاه ساموئل بکت/ نامناپذیر:
– بهتر است از فرصت استفاده کنم و ساکت بودن را یاد بگیرم. برای همیشه.
قبل از اینکه چشمهایم به تخته سوراخداری که شبیه تختهی مخصوص مجرمان است بیفتد، فقط از یک چیز نگران بودم، آنهم تصور صحنهی اعدامم.
فراموش کردم یکی دارم، یک افسوس!
شعر
بدون دیدگاه دل سپرده بودم
به تبسم فروتنانهی این مردم
دریغا که گم مانده است اکنون
همین لبخندهای ساده و
درودهای بیچشمداشت
و شاخهی نیلوفری
که زمزمهاش
مهربانی بود و
ردّ دوستداشتن
گویی که در وقت مرگ
روی خاک سرد
انسان به جز تاسفی نبود
شعر
بدون دیدگاه چه بگویم
میان خطوط شعلهوری
که نظم شاخههای جوان را
در فصل عاشقی
آشفته کرده است
از ضلع رنگین آرزو
بر آستان تو ایستادهام/ اگر چه غمگین
چشمم به اتفاقهای پیاپی
و واژههای لرزان
که پُر میشوند
از ترسهای ناهمگون
و منظرهی مبهم راه
که شکل قدمها را
در تمام جهات
مخدوش میکند
شعر
بدون دیدگاه وقتی که جنگ
وقتی گلوله
زبان اقتدار حیات است
سیارهی زمین
چه بیپناه میشود
آنگه که حرفها
نگاهها
در روح ساکنان خاک
با زخم تازیانههای پیاپی
مجروح میشود
آه/ ای آبهای راکد غمگین
ای مرزهای پر توهم نومیدی
بر قلعههای آواز من/ هنوز
نفس میکشد
پرچم امید عاشقی